تبليغاتX
روزهایی که بی تو گذشت

روزهایی که بی تو گذشت

هر چه از دل بر آید

169

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است

*******

 آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

+ نوشته شده در  86/05/31ساعت 14  توسط نازی & محسن  | 

168

زمان بارش باران
دلم از غربت خورشيد ميگيرد
و روز آفتابی هم دلم بی تاب ابری تلخ و باران زاست. خدايا من به دنبال چه ميگردم؟

+ نوشته شده در  86/05/18ساعت 17  توسط نازی & محسن  | 

167

نازنين اينجا كسي با دل من يار ديگه نيست
تو شباي بي كسي مثل تو غمخوار ديگه نيست

 اين روزا باز دل من بي تو بهونه ميگيره
توي شهر عاشقا از تو نشونه مي گيره

بي تو هر شب به خدا منم و پريشوني
دل خونه ابريه اينو تو خوب ميدوني

تو بيا تا دلامون شادي و از سر بگيره
مرغ عشق خونمون تو آسمون پر بگيره

+ نوشته شده در  86/05/18ساعت 17  توسط نازی & محسن  | 

166

 

 


مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم
مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم


+ نوشته شده در  86/04/18ساعت 14  توسط نازی & محسن  | 

165

 

 

گاهگاهي
روي تک تک واژه هاي شعرم قدم مي زني
بي آنکه صداي پايت را بشنوم
 شايد نگران خلوت تنهايي ام هستي... نيستي؟ .
همه سطرها بوي ترا گرفته اند
انگار از کوچه اقاقي گذرکرده اي

+ نوشته شده در  86/04/07ساعت 0  توسط نازی & محسن  | 

 

 

تو مرا مي فهمي ... من تو را مي فهمم و
 همين ساده ترين قصه ي يک انسان است

 تو مرا مي فهمي من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم
  و تو هم مي داني تا ابد در دل من مي ماني

+ نوشته شده در  86/04/01ساعت 9  توسط نازی & محسن  |